تبليغاتX
خبرگزاری کیلویی

    پیام مدیر: اکثر اخبار ثبت شده در این وبلاگ دارای منبع می باشند به لینک مطلب در زیر خبرها توجه کنید.شما هم میتوانید خبرنگار کیلویی باشید با ما تماس بگیرید





زنان؛ چهره واقعی ایران 

چهارشنبه 1385/12/02
 

مزدک علی نظری- نگاه رسانه‌ای به ایران، تغییر كرده است. دیگر در غرب خبری از عكس‌های سیاه و سفید، خرابه‌های جنگ، عصاها و مجروحان شیمیایی، چادرهای سیاه و سیاستمداران اخمو نیست.

حالا تصویر اولی كه از ایران مخابره شده و روی جلد معروف‌ترین نشریات جهان قرار می‌گیرد، پرزیدنت احمدی‌نژاد را در حال لبخندزدن و نوازش دختربچه‌هایی با لباس‌های رنگی نشان می‌دهد.  رسانه‌ها با شگفتی، گزارش‌های جذابی درباره «علی واكسی» یا «لاله صدیق» را به مخاطبانشان عرضه می‌كنند.

حتی در جشنواره‌های فیلم هم دیگر هیات‌های ژوری تمایلی به تماشای فیلم‌های مخملباف و كیارستمی ندارند، چه برسد به تقدیم شیر و یوز و نخل طلایی!

حالا دیگر همه دنبال دیدن ایرانی تازه‌اند؛ چهره‌ای تازه از كشور «بهشت خبرنگاران». جایی كه تمام سه دهه گذشته منبع سرشاری از اخبار تكان‌دهنده و به زعم بعضی‌ها: تاسف‌بار بوده است. حالا دور، دور «آفساید» است و نمایش نشانه‌های تغییر؛ دخترانی كه می‌خواهند پا به استادیوم صدهزار نفری بگذارند، زنانی كه پوستر كاندیداتوری‌شان در انتخابات متعدد ایران روی در و دیوار شهر چسبانده می‌شود، دوشیزه‌هایی در لباس‌های رنگی ورزشی، در جمع گروه‌های موسیقی پاپ و رپ، در مراكز خرید یا حتی در هیات كارگزار بورس و...

البته این تغییرات برای ما كه خودمان جزیی از این موج تازه‌ایم، چیز تازه‌ای نیست. ولی برای مردم دنیا و حتی رسانه‌های بزرگی كه مرتبا گروه‌های خبری‌شان از ایران دیدن می‌كنند، پدیده‌ای غریب و هنوز درك ناشده است. نكته‌ای كه «آلفرد یعقوب‌زاده» هم به آن اشاره كرده و روی آن تاكید دارد: «هضم این چیزها برای خارجی‌ها سخت است. سال‌هاست چیز دیگری بهشان نشان داده شده و با توجه به اینكه دید غربی‌ها بسته است، خیلی سخت است كه بشود نگاه آنها را به ایران عوض كرد...»

 

 معرفی عکاس

«آلفرد یعقوب‌زاده» متولد ایران است و مقیم فرانسه. حالا 45 سال دارد و گاهی برای عكاسی از وقایع ایران یا برگزاری كارگاه‌های آموزشی به ایران می‌آید.

او در سال 57 و هم زمان با وقایع انقلاب ایران، با ترك تحصیل رشته طراحی داخلی، به دنیای عكاسی وارد شد. عكاسی از جبهه‌های جنگ ایران و عراق و همكاری با‌آسوشیتدپرس و آژانس عكس سیگما، از جمله فعالیت‌های اولیه او در عكاسی است.

از مهمترین فعالیت‌های یعقوب‌زاده، ثبت رویدادهای گروگانگیری در جنگ لبنان است و جالب است بدانید او 13 سال در میان مبارزان فلسطینی، عكاسی كرده است. ضمن اینكه بحران‌های سومالی، افغانستان، ازبكستان، تاجیكستان، كوبا، هند، تركیه، روسیه، عراق،‌ چین، چچن، سریلانكا، آمریكا و... را هم با عكس‌هایش ثبت كرده است. همچنین كتاب‌های بسیاری از عكس‌های او به چاپ رسیده است.

اما پروژه عكاسی او از فعالیت‌های زنان ایران، یكی از تازه‌ترین كارهای یعقوب‌زاده است كه موفق شده در جشنواره بزرگ آنژه جایزه اول را به دست بیاورد. این عكاس اقلیت ایرانی، برای این پروژه بارها به ایران سفر كرد و حدود 9 ماه برای عكسبرداری از زنان ودختران ایرانی وقت گذاشته. حتی مجبور شد برای عكس گرفتن از یكی از سوژه‌ها، یك بار اختصاصاً رنج سفر از اروپا به ایران را تحمل كند. چرا كه خانم مورد نظر، بیش از 5 بار با بدقولی‌هایش برنامه عكاسی را كنسل كرده بود!

جالب است بدانید این خانم یكی از ورزشكاران تازه معروف شده است كه ادعای «یك» بودنش را همه شنیده‌اند و شنیده‌ایم. در حالی كه همه می‌دانیم او بیشتر به خاطر دختر بودنش معروف شده، نه سریع بودن!

 

 دو دهه به دنبال زنان

یعقوب‌زاده به گفته خودش بیش از 20 سال است كه از زنان دنیا عكس می‌گیرد و كار روی این پروژه، تمام دو دهه گذشته ذهنش را مشغول كرده بوده. او از زنان بسیاری عكس گرفته كه در میان‌شان چهره‌های معروف بسیاری را می‌شود سراغ گرفت. مثلا: «با بی‌نظیر بوتو از قبل از نخست‌وزیری‌اش در پاكستان دوست بودم و از او عكس می‌‌گرفتم.»

اما تمركز یعقوب‌زاده بیشتر روی خاورمیانه و زنان این منطقه بوده است. با این حال، پروژه زنان ایران با دیگر كارهای او فرق داشته: «من در خیلی از كشورهای خاورمیانه عكس گرفته‌ام و زنان زیادی را در این نقاط دیده‌ام. زنان این منطقه چندان آزادی ندارند و فقط در بعضی جاها مثل اردن و لبنان در بعضی فعالیت‌های اجتماعی حضور دارند. ولی در ایران همه چیز متفاوت است؛ زنان ایران می‌توانند در مسائل سیاسی شركت كنند و حتی به مجلس بروند، رانندگی كنند، در دنیای سینما و ورزش كار كنند. این ها به نسبت بعضی كشورهای همسایه، خیلی ارزشمند است. مثلا اوضاع زنان در مصر یا كویت خیلی بد است، عربستان كه اصلا حرفش را نزنید! بعضی كشورها مثل بحرین هم دارند اخیرا به زنان‌شان بها می‌دهند، ولی خیلی مانده تا به ایران برسند. خانم‌ها در ایران راحت‌تر می‌توانند پایشان را از گلیم‌شان درازتر كنند و مطرح شوند.»

 

 این یك نمایش نیست

آلفرد سال‌هاست كه در ایران زندگی نمی‌كند ولی همچنان تعلق خاطر خود را نسبت به وطن حفظ كرده: «چون در ایران به دنیا آمده‌ام، طبیعتا آنجا را دوست دارم و به كشورم احترام می‌گذارم. ولی این باعث نمی‌شود كه در كارم تاثیر بگیرم و آنچه واقعیت دارد را نبینم یا نخواهم درست منعكس كنم. در خارج، تصویر سیاهی از ایران در ذهن مردم است. این خیلی جالب بود كه با عكس‌هایم چهره واقعی امروز ایران را نشان‌شان بدهم.»

این فتوژورنالیست موفق، جایگاه فعلی زنان ایران را واقعی و نتیجه خواست خود خانم‌ها می‌داند، نه مثلا یك ژست سیاسی دولتی و نمایشی دروغین برای مردم دنیا: «من آدم محكمی هستم و با شناخت خودم كار می‌كنم. آنچه من دیدم این است كه زنان در ایران، خودشان درخواست آزادی می‌كنند. آن ها نسبت به مسائل اطراف‌شان بی‌تفاوت نیستند و حتی در سیاست هم وارد می‌شوند، رای می‌دهند یا كاندیدای حضور در مجلس كشور می‌شوند. این میسر نمی‌شود مگر با خواست خودشان.»

ضمن اینكه غربی‌ها هم به دنبال دیدن همین چیزها هستند و كار غیرحقیقی را پس می‌زنند: «ممكن است كه خارجی‌ها با این چیزها سخت كنار بیایند ولی من مستقل كار می‌كنم و به جایی وابستگی ندارم. بنابراین واقعیت‌ها را می‌گویم و با خود پیامی به خارج می‌برم. باید به آن ها توضیح داد كه در ایران یك سری از زنان به دنبال حقوق‌شان هستند و مثل اروپا كه هر شخص یا گروهی حق خود را مطالبه می‌كند، آن ها هم حق خودشان را می‌خواهند. من ژورنالیست نباید به خودم دروغ بگویم. چقدر می‌شود تصویر 30 سال پیش ایران را به مردم دنیا نشان داد؟ بالاخره خسته می‌شوند. ضمن این كه اصلا مساله امروز فرق می‌كند؛ دیدن زن ایرانی با روسری فیروزه‌ای آبی برای غربی‌ها سخت است، ولی از دیدنش بدشان نمی‌آید. باید به آن ها گفت كه ایران سیاه نیست.»

البته یعقوب‌زاده قبول دارد كه بخشی از ایران هنوز چنان رنگ و رو ندارد ولی از طرف دیگر: «اگر تهران از وسط به پایین‌اش سیاه و سفید است، در عوض بقیه‌اش مثل درخت كریسمس رنگی و قشنگ است. برای من مهم است كه نشان بدهم كشورم آنطور كه فكر می‌كنند عقب‌افتاده و وحشی نیست. مردم ما دوست دارند مثل اروپایی‌ها لباس بپوشند، ولی در اینجا از من می‌پرسند:‌ آیا در ایران آینه یا تلویزیون هست؟ دخترها از سشوار استفاده می‌كنند؟!»

 

 عكس‌های آلفرد

آلفرد یعقوب‌زاده در پروژه عكاسی از زنان ایرانی‌اش بیشتر به دنبال سوژه‌هایی رفته كه به قول خود او «سعی می‌كنند خودشان را مطرح كنند.» او 16 پرتره از زنان مدرن و همچنین سنتی انتخاب و برای شركت در مسابقه آنژه ارسال كرده بود. در این مجموعه، عكس‌هایی از معاون رئیس جمهور گرفته تا زنان سنتی یا نیمه‌مدرن دیده می‌شود. همینطور چهره‌های آشنایی مثل هدیه تهرانی، نیكی كریمی، لاله صدیق و...

او می‌گوید: «می‌خواستم همه بدانند كه زنان ما مثل عرب‌ها توسری‌خور نیستند. زن معلم، زن پلیس یا كشاورز داریم، زنانی داریم كه دیزاین لباس می‌كنند یا كار تئاتر و موسیقی و فیلم و... واقعیت این است كه نسبت به 30-20 سال پیش كه ایران را ترك كردم، كشورم مثل باغی خوش‌رنگ‌تر شده كه همه جور گل و میوه مختلفی می‌شود در آن دید. دیگر مثل زمان انقلاب و جنگ نیست كه دنیای ما را تاریك می‌دیدند.»

و در مورد تاثیر كارش: «عكس‌های من یك صفحه‌ای از تاریخند. مثلا سال 2050 اینها سند قرار می‌‌گیرند و باید به عنوان یك ایرانی بتوانم بگویم كه این تصاویر كشورم بوده. من سیر تاریخ را ثبت می‌كنم و ممكن است كه بخواهم نظرم را تحمیل كنم ولی باید منتظر قضاوت مردم و تاریخ بود. نمی‌شود جلوی حقیقت و واقعیت را گرفت.»

 

 جنس دوم، جنس برتر؟

آلفرد: «هزاران سال بود كه مردان می‌گفتند ما صاحب دنیاییم. ولی به نظر من زن‌ها مقدس‌تر هستند، چون آن ها ما مردان را به دنیا می‌آورند و پرورش می‌دهند. بعضی وقت‌ها هم هست كه قدرت زن‌ها بیشتر نمود پیدا می‌كند؛ مثلا وقتی اسرائیلی‌ها مردان فلسطینی را بازداشت می‌كنند، زنان و دختران‌شان گریه ‌و زاری می‌كنند و این از دید مردم دنیا تكان‌دهنده‌تر از قدرت مقاومت مردهای فلسطینی است.

یك سال پیش رفته بودم آفریقا، در حالی كه آن قتل عام وحشتناك در دارفو اتفاق افتاده بود، یك خانم رئیس جمهور لیبریا شد. یا نمونه‌های دیگرش در شیلی كه یكی از بازماندگان قربانی حكومت پینوشه، به قدرت رسید. یا همین خانم مركل در آلمان و... بعد عاطفی قضیه را هم باید در نظر گرفت. برای خود من كه اینطور بوده، همیشه به مادر و خانواده‌ام حساسیت داشته‌ام...»

 

 طرفدار مظلوم‌ها!

«در ایران خانواده ما از اقلیت‌های مذهبی بود و چون می‌دانم قبلا شرایط چطور بوده و الان چه شده، قضیه برایم خیلی جالب است. در بعضی كشورها آزادی‌های مقطعی به زنان داده می‌شود ولی بعد از آن ها می‌گیرند یا خود به خود از بین می‌رود. مثلا نگاه كنید به افغانستان كه به نظر بعد از سرنگونی طالبان، وضع زنان‌شان بهتر شد، اما آن آزادی یك سقفی داشت و بعد از مدتی می‌بینیم از بعضی جهات به شرایط قبل‌شان برگشته‌اند. در فرانسه هم تا همین 40 سال پیش زن‌ها رای نمی‌دادند ولی الان ممكن است در انتخابات آینده، یك زن رئیس‌جمهور شود. بنابراین شرایط فرهنگی و اجتماعی ایران با كشورهای همسایه قابل مقایسه نیست و وضع زنان خیلی بهتر به نظر می‌رسد، خصوصا الان. كسی درباره این ها چیزی نمی‌گوید. مثلا درباره خانم زمانی كه قهرمان گلف است، یا لاله صدیق كه در اتومبیلرانی با مردان مبارزه می‌كند.

ضمن اینكه اصلا خود این قضیه دیدن ضعف مردها مهم است. من همیشه طرفدار ظلم‌دیده‌ها و مظلوم‌ها هستم!»

 

 تا وقتی كه انرژی داشته باشم...

حالا جالب است بدانیم این تجربه زوم كردن روی سوژه جذاب فعالیت زنان در ایران، برای خود یعقوب‌زاده چطور بوده است؟ او می‌گوید: «تجربه جالبی بود. خانم من توی مصر به دنیا آمده و در لبنان بزرگ شده، قبلا هم ایران آمده بود ولی این دفعه از دیدن ایران خیلی خوشحال شده بود. گفت سفر بعدی هم حتما با من می‌آید. می‌گفت در ایران همه دوستانه‌تر رفتار می‌كنند و از قبل خوشحال‌ترند. خب طبیعی است كه من هم خوشحال می‌شوم وقتی می‌بینم مردمم شاد هستند. امیدوارم با این بردی كه در مطبوعات اینجا دارم، بتوانم انعكاس خوبی از چهره جدید ایران در خارج داشته باشم.»

البته آلفرد اضافه می‌كند كه هنوز كارش تمام نشده است: «تا آنجا كه انرژی داشته باشم در این زمینه كار می‌كنم و هنوز خیلی مانده تا بگویم كارم تمام شده. دوست دارم به همه دنیا بگویم كه در ایران خانم‌های قشنگ و خوشحالی داریم كه دارند همه جور كار خوبی انجام می‌دهند. چیزی كه در خیلی از كشورهای دنیا وجود ندارد. جزو افتخارات من است كه دارم از حقوق این زنان دفاع می‌كنم.»

 

 آزادی غیرذره‌بینی!

«در افغانستان كه بودم، زن‌ها آزادی نداشتند و بعد هم كه مثلا آزاد شدند، دوباره آن را از دست دادند. آن ها فقط می‌خواستند حق رفتن به مدرسه داشته باشند، در حالی كه ما الان در ایران می‌بینیم 60 درصد دانشجوهایمان دخترند. در كشورهایی مثل همین افغانستان یا بحرین، آزادی‌های زنان خیلی محدود است و باید آن ها را زیر میكروسكوپ گذاشت تا دیده شوند! در حالی كه در ایران همه نشانه‌های آزادی زنان و دختران را می‌شود راحت دید و لمس كرد. من كه از دیدن فعالیت خانم‌هایمان احساس غرور كردم...»

منبع

               
pinger | نویسنده: سلطان بانو | زمان: 13:33| لينک | موضوع: اخبار اجتماعی |